پيام
+
يـــــــــــادش بخير: باز باران با ترانه با گوهر هاي فراوان مي خورد بر بام خانه،من به پشت شيشه تنها، در گذر ها رود ها راه اوفتاد، شاد وخرم يک دو سه گنجشک پر گو.. باز هر دم مي پرند اين سو آن سو...
حذف حاميان دولت خدمت
89/2/13
نسيم سحر
مي خورد بر شيشه ودر مشت سيلي اسمان امروز ديگر نيست نيلي
يادم آرد روز باران گردش يک روز ديرين
توي جنگل هاي گبلان کودکي 10 ساله بودم
شاد وخرم نرم ونازک چست وچابک
از پرنده از زنده از چرنده بود جنگل گرم وزنده
آسمان آبي چو دريا يک دو ابر اينجا انجا
چون دل من روز روشن
نسيم سحر
قاطي نشده يه كم بهش اضافه شده..:دي
نسيم سحر
يه ماشاءالله بگو چشم نخورم اول....:دي.... سه تاي اول آره سيمرغ جان ولي بقيش، نه هنوز موفق نشدم...