سفارش تبلیغ
صبا

87/6/29
1:39 عصر

کلاف سر در گم

بدست نسیم سحر در دسته

آنتوان در بیابانی زندگی می کرد که مرد جوانی به او رسید و گفت:
 پدر ، هرچه داشتم فروختم و پولش را به فقرا دادم. فقط چند تکه چیز نگه داشتم که برای زندگی در این جا به دردم می خورد. دلم می خواهد شما راه رستگاری را نشانم دهید.
آنتوان قدیس از آن جوان خواست که همان چند تکه چیزی را هم که نگه داشته بود بفروشد و با پول آن مقداری گوشت از شهر بخرد و در مراجعت از شهر ، گوشت ها را با نخ به بدنش ببندد.
جوان مطابق این راهنمایی عمل کرد . هنگامی که به بیابان بر می گشت ، سگ ها و بازها به هوای گوشت به او حمله کردند . وقتی به پدر روحانی رسید ، گفت:
 من آمدم!
و بدن مجروح و لباس پاره اش را به او نشان داد. قدیس گفت:
 کسانی که راه جدیدی را در پیش می گیرند و در همان حال می خواهند که اندکی از زندگی گذشته را هم حفظ کنند، عاقبت به خاطر گذشته شان به رنج می افتند.

پی نوشت:

خود کرده را تدبیر نیست

خدایا من گم شده ام.......


87/6/18
2:46 عصر

کارت دعوت

بدست نسیم سحر در دسته

بِسْمِ اَلله الرَّحْمنِ الرَّحیِم

اَللهُمًّ اَنّی اَسئَلُک الاَمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ اِلّا مَن اَتىَ اللهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ

وَ اَسئَلُکَ الْاَمانَ یِوْمِ یَفِرُّ الْمِرْءَ مِنْ اَخیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَبیهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیِه

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ، اَنْتَ الْمِوْلى وَ اَ نَا الْعَبْدُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلَّا الْمَوْلى

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ، اَنْتَ الْحَىُّ وَ اَنَا الْمَیِّتُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَیِّتَ اِلَّا الْحَىُّ

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ، اَنْتَ الْعزیزُ وَ اَنَا الذَّلیلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الذَّلیلَ اِلَّا الْعَزیزُ

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ، اَنْتَ الَخالِقُ وَ اَنَا الْمَخْلُوقُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلَّا الْخالِقُ

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ، اَنْتَ الْقَوِىُّ وَ اَنَا الضَّعیفُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الضَّعیفَ اِلَّا الْقَوْىُّ

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ،  اَنْتَ الرّازِقُ وَ اَنَا الْمَرْزُوقُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلّاَ الرّازِقُ

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ،  اَنْتَ الْمُتَکَبِّرُ  وَ اَنَا الْخاشِعُ وَ هَلْ یَرْحَمُ  الْخاشِعَ اِلَّا الْمُتَکَبِّرُ

مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ،  اِرْحَمْنی بِرَحْمَتِکَ وَ ارْضَ عَنّى بِجوُدِکَ و کَرَمِکَ.........

پی نوشت:

سفره ی مهمانی خدا پهن شده و همه بر سر این سفره دعوت هستند اگر کسی از خودش پذیرایی نکند  بازنده محسوب خواهد شد. امید دارم از آن دسته افراد نباشیم که روز آخر ماه مبارک پشیمان باشیم از لحظات سپری شده که خوب از آن استفاده نکردیم.

خدایا رحمت خاصت  را شامل همه ی ما قرار ده و بر گناهانمان قلم عفو بکش. آمین یا رب العالمین.

 


87/6/18
1:0 عصر

تمنا

بدست نسیم سحر در دسته

 

www.yekdeli.parsiblog.com

یا رب 

نظر تو بر نگردد

پی نوشت: ما را به دعا کاش فراموش نسازند/ رندان سحر خیر که مشغول دعایند


87/6/14
1:0 عصر

عشق بی مثال

بدست نسیم سحر در دسته

 

www.yekdeli.parsiblog.com

خانه های ژاپن با دیوار هایی ساخته شده است که دارای فضای خالی هستند و آن را با چوب می پو شانند.در یکی از شهر های ژاپن ، مردی دیوار خانه اش را برای نو سازی خراب می کرد که مارمولکی دید. میخ از قسمت بیرونی دیوار به پایین کوبیده شده و به اصطلاح مارمولک را میخکوب کرده بود.

مرد چشم بادامی ، دلش سوخت و کنجکاو شد.وقتی موقعیت میخ را با دقت بررسی کردحیرتزده شد و فهمید این میخ 10 سال پیش هنگام ساخت خانه به دیوار کوبیده شده اما... در این مدت طولانی چه اتفاقی افتاده است ؟چگونه مارمولک در این 10 سال و در چنین موقعیتی زنده مانده ؛ آن هم در یک فضای تاریک و بدون حرکت ؟

چنین چیری امکان ندارد و غیر قابل تصور است!
شهروند ژاپنی متحیر این صحنه ، دست از کار کشید و به تماشای مارمولک نشست.این جانور در 10 سال گذشته چه کار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده؟
محو نگاه به جانور اسرارآمیز شده بود که سر و کله مارمولک دیگری پیدا شد.این مارمولک، تکه غذایی به دهان گرفته و برای جفتش برده بود
.
مرد ژاپنی ، ناخواسته انگشت به لب گذاشت و به خود گفت :10 سال مراقبت  بی منت؛ چه عشق قشنگ و بی کلکی.چطور موجودی به این کوچکی می تواند عشقی به این بزرگی داشته باشد اما خیلی وقتها ما انسانها از هم گریزانیم؟

اضافه نوشت:

تقدیم به شریک زندگیم کسی که در این هفت سال تکیه گاه من بود و یک لحظه هم مرا تنها نگذاشته حتی در لحظاتی که جزء این انتظاری از او نبود.

برای همه ی جوانهای وبلاگ نویس اعم از دختر و پسر آرزوی همچنین عشق و شریکی در زندگی دارم امیدوارم هر چه زودتر نصیبشان گردد.

خدایا زندگیم،‏عشقم، سحرم و خودم را به خودت سپردم بیش از گذشته دستگیرمان باش.

 


87/5/29
10:45 عصر

تولدی دوباره

بدست نسیم سحر در دسته

ماشا، مانکنی که مسلمان شد 

«ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.

ماشا الیلیکینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینک حجاب اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی می‌گوید از جلوه‌های کاذب سابق متنفر است و اکنون احساس خوشبختی می‌کند.

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:

• چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟

ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.  

• در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟

ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.  

•  آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟

ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیکترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.

روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود که چیزی از خدا می‌خواستم.  

• در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟

ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.  

• آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟

ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می‌کنم.  

• آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟

ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد 

• چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟

ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.  

• از اینکه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟

ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.  

• و چه تفاوتی با قبل داری؟

ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم. 

• آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟!

ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.  

• از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟

ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.  

• از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟

ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.  

• اینک چه چیزی از «اسلام» می‌توانی به دیگران بگویی؟

ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.  

• چه پیامی برای مسلمانان داری؟

ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.  

• و برای غیر مسلمانان؟

ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند. 

http://www.kocholo.org/article-1058--0-0.html

 

 

 

 


87/5/27
10:24 صبح

گفتا.......

بدست نسیم سحر در دسته

گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

یا مهدی ادرکنا

التماس دعا


87/5/2
1:24 صبح

اولین گناه

بدست نسیم سحر در دسته

 

یاالله یاالله یاالله

امام صادق علیه السلام می فرماید:

از تواضع است که انسان به پائین مجلس رضایت دهد به هر کسی بر می خورد سلام کند و مجادله را رها کند اگر چه حق با او باشد و دوست نداشته باشد که او را به پرهیزکاری بستایند.

اضافه نوشت:

واقعاً که این غرور چه بلاهایی سر انسان می آورد. غرور و به خود بالیدن از حیله های شیطان است. گناه اصلی شیطان است، همانی که تحمل نکرد انسان اشرف مخلوقات شود، او را فریب داد و باعث رانده شدنش از بهشت شد. اگر این گناه را  کنار بگذارم  چه راحت می شود زندگی کرد  و به چه سعادتی خواهم رسید واقعا وصف نشدنی خواهد بود. یک استادی داشتم یادش بخیر همیشه می گفت سعه ی صدر داشته باشید در آن لحظه معنی کلامش را متوجه نشدم ولی الان به حرفش رسیدم. غرور پایه و اساس تمام گناهان است.التماس دعا از همگی دوستان عزیز. 


   1   2      >